کبیر ایثار عضو شورای ولایتی هرات شد

[ad_1]

 

در پی تأیید حکم اعدام محمد عسکر انوری

کبیر ایثار عضو شورای ولایتی هرات شد

تاریخ انتشار : جمعه ۳۰ سرطان ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۱۱

کبیر ایثار عضو شورای ولایتی هرات شد

پس از آن‌که “محمد عسکر انوری” یک تن از اعضای شورای ولایتی هرات به جرم اختطاف از سوی محاکم دوم و سوم به اعدام محکوم شد، اداره محلی هرات اعلام کرد که “محمد کبیر ایثار” به جای وی بر چوکی این شورا تکیه خواهد زد.

“جیلانی فرهاد” سخنگوی والی هرات به آوا گفت که “كبير ايثار” به‌عوض “محمد عسكر انوری” به عنوان عضو جديد شورای ولايتي معرفي شده است.

او گفت که آقای ایثار به زودی کارش را آغاز خواهد کرد.

این در حالی است که محمد عسکر انوری عضو اسبق شورای ولایتی هرات که چندی پیش به اتهام اختطاف و منجر به قتل یک شخص از سوی ریاست امنیت ملی بازداشت شده بود در دادگاه سوم نیز حکم اعدام وی تأیید شد.

کد مطلب: 146764

 

 

[ad_2]

لینک منبع

انتقاد تند امام جمعه کابل از اسرائیل پدر تروریزم، عرب‌های مفت خور و سارنوال‌ها و قاضی‌های خود فروخته

[ad_1]

انتقاد تند امام جمعه کابل از اسرائیل پدر تروریزم، عرب‌های مفت خور و سارنوال‌ها و قاضی‌های خود فروخته

امام جمعه کابل امروز در نماز جمعه به مسائل دنیای اسلام اشاره کرد و اسرائیل را پدر تروریزم خواند، از عربستان و حکام عرب به شدت انتقاد کرد و قاضی‌ها، سارنوال‌ها و پولیس های خود فروخته را نکوهش کرد.

به گزارش خبرگزاری آوا، نماز پرفیض عبادی سیاسی جمعه این هفته با حضور جمع کثیری از مسلمانان نمازگزار در مسجد جامع وزیر محمد اکبر خان شرق کابل به امامت “داکتر ایاز نیازی” اقامه شد.

آقای نیازی ضمن توصیه مردم به تقوی الهی، انجام واحبات و ترک محرمات گفت: یکی از امراض مهلک و خطرناک جامعه ظلم است.

به گفته او، ظلم پدیده ویرانگر است که زندگی کردن، پیشرفت و ترقی با آن امکان پذیر نیست.

به گفته نیازی دنیا با کفر باقی می ماند اما با ظلم نمی ماند و ظالم ظالم است چه مسلمان باشد یا کافر و مسلمان بودن هیچ وقت برائت نمی هد به انسان ظالم.

او تاکید کرد در جامعه‌ای که ظلم راه پیدا کند از هم می پاشد زیرا به تجربه ثابت شده است بارها تحولاتی که در زمین آمده است مانند غرق شدن انسانها و فرو رفتن در زمین و باریدن سنگ و… همه از پیامدهای ظلم است، خداوند نیز در قرآن می فرماید امتهای گذشته که نابود شدند همه به خاطر ظلم بود.

نیازی در ادامه تصریح کرد: وظیفه یک مسلمان چه در خانواده و چه در جامعه ایستادگی در برابر ظلم است نه خاموشی، زیرا اگر کسی سکوت کند و ظالم را از بیدادگری منع نکند خود شریک ظلم است.

به گفته این عالم دینی ظلم یک مرض ساری است اگر کسی در برابر آن بی تفاوت باشد فردا به خود او سرایت خواهد کرد و یکی از نتایج ظلم نیز این است که بر شخص ظالم خداوند ظالم دیگر را مسلط می کند.

به گفته وی حضرت رسول گرامی اسلام(ص) تاکید می کند که بزرگترین جهاد در راه خدا گفتن کلمه حق در برابر پادشاه ظالم است.

به گفته این استاد دانشگاه تمام بدبختی در جهان به یک علت بر می گردد و آن نبود عدالت و وجود ظلم است.

به گفته او، اسلام دین عدالت است که این پدیده را نه تنها برای انسان که لازمه زندگی همه مخلوقات میداند، اما مسلمانان امروز نه تنها به عدالت است که بر خود ظلم می کنند.

به عقیده وی، ظلمی که امروز در افغانستان روان است خود مردم با اعمال خود بوجود آورده پس از دشمنان خدا چه گله داشته باشیم.

نیازی همچنان اظهار داشت: امروز در افغانستان قاضی، سارنوال و پولیسهای خود فروخته به یک وعده غذا و یا یک چپن دین و دنیای خود را فروخته و به نا حق از ظالم حمایت می کنند، کاری که جریان قضا و کار محاکم و پولیس اداری و قضایی را با چالشهای زیادی رو برو کرده است.

نیازی در ادامه سخنان خود از ظلم رژیم اسرائیل نیز یاد کرد و گفت: از زمان غرس شجره خبیثه به نام اسرائیل کشورهای اسلامی هر روز در زیر چکمه های ظلم پایمال می شوند.

به گفته آقای نیازی اگر آلمان نازی بر یهود ظلم کرده بود باید مقداری از خاک جرمنی به آنان داده می شد چرا با طرح کلان استعماری خاک مسلمانان به یهود واگذار می شود.

او با انتقاد از حکام عرب گفت: عرب امروز فقط به لفظ قرآن و حدیث اکتفا کرده اند اما عمل به دین را پشت سر گذاشته است.

به گفته او، امروز میلیونها عرب در برابر چند هزار اسرائیلی سکوت مرگبار اختیار کرده.

به گفته نیازی عربها بعد از اینکه بادار کلان خود را تقدیر می کند برش دستور می دهد که بالای کشور قطر تعذیرات وضع شود آخر چرا، این برای عربها شرم است.

به گفته او، بسیاری از مردم یهود در کشور اسرائیل در امریکا و در جاهای دیگر علیه رژیم اسرائیل تظاهرات می کنند و این ظلم را قبول ندارد اما این عربهای مفت خور همچنان برای رضایت باداران خود سکوت کرده اند.

او اسرائیل را تروریست جهانی خواند و گفت: امروز دنیا این پدر تروریست را فراموش کرده و این لقب به ناحق به مسلمانان داده شده است در حالیکه پشت هر نا آرامی و نا امنی ها در تمام دنیا اسلام دست خبیثه اسرائیل قرار دارد.

[ad_2]

لینک منبع

افغانستان سرزمین قباله شده برای داکتر اشرف غنی نیست/ عبدالله به خواست های مردم رسیدگی نکرد

[ad_1]

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ سرطان ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۳۷

افغانستان سرزمین قباله شده برای داکتر اشرف غنی نیست/ عبدالله به خواست های مردم رسیدگی نکرد

عطامحمد نور از سران ائتلاف برای نجات افغانستان که روز گذشته در یک کنفرانس خبری پس از توافق برای تشکیل این ائتلاف صحبت می کرد، انتقادهای تندی را از ریاست جمهوری گرفته تا ریاست اجراییه و کشورهای خارجی به خصوص امریکا و اتحادیه اروپا مطرح کرد. آگاهان امور نیز در واکنش به حرف های آقای نور، از مشکلات جدی در حکومت وحدت ملی سخن می گویند.

به گزارش خبرگزاری صدای افغان(آوا)، اسدالله ولوالجی، آگاه مسائل سیاسی به خبرگزاری آوا گفت: “کسانی که ائتلاف را به وجود آوردند، همان اشخاصی هستند که حکومت وحدت ملی را به وجود آوردند، حالا میان این افراد سیاسی و جناب داکتر اشرف غنی چی تعاملاتی صورت گرفته، خودشان می دانند!”.

ولوالجی افزود: “آن ها بیشتر از انحصارگرایی ارگ ریاست جمهوری صحبت می کنند، اما آن ها می توانند با مشوره و مبارزات مدنی، این موضوع را حل کنند، به جز همین مبارزات مدنی، راه دیگری ندارند، افغانستان در حالتی نیست که در داخلش هر روز جنگ صورت بگیرد”.

این آگاه مسائل سیاسی اشاره کرد: “افغانستان سرزمین قباله شده برای داکتر اشرف غنی نیست، بلکه همه حق دارند، در شرایط فعلی وطن ما در حالتی قرار دارد که فقر بیداد می کند، همچنان فساد بیداد می کند، چهار اطراف این دولت را فساد احاطه کرده است”.

وی خاطرنشان کرد: “سران حکومت وحدت ملی می گویند ما به سوی ظرفیت ها می رویم و به کسانی که مستحق هستند، کار می دهیم، این حرف ها تقریبا بی رنگ شده است، پست ها بر اساس سلیقه تقسم می شود، والی به جای وزیر می آید و وزیر، والی و سفیر می شود”.

به باور ولوالجی، در افغانستان ۳۰۰ الی ۴۰۰ تن حکومت می کند. او می گوید که در دولت فعلی اشخاصی دیده می شوند که در زمان حکومت آقای کرزی نیز وزیر و والی بودند و ۴۰ درصد تشکیل حکومت فعلی را همان اشخاصی تشکیل می دهد که در دوران حکومت کرزی نیز در نظام سهم داشتند.

ولوالجی با انتقاد این سوال را مطرح می کند: “جامعه ما این قدر فقیر است که هیچ کسی وجود ندارد تا در چوکات حکومت وحدت ملی تازه داخل شود و کار کنند تا دولت را به سوی یک مدیریت خوب ببرد؟!”.

او اظهارداشت: “حرف هایی را که ائتلاف نجات می زند مطلقا درست است، حرف مردم نیز همین است”.

این آگاه سیاسی همچنان افزود: “امریکا باید خود مسأله آقای دوستم را با او حل کنند”.

در همین حال خواستیم نظر ریاست اجرایی را در پیوند به حرف های آقای عطا محمد نور، والی بلخ و رئیس شورای اجرایی جمعیت اسلامی بگیریم، اما امید میثم، معاون سخنگوی ریاست اجرایی به خبرگزاری آوا گفت: “ما فعلا موقف رسمی در برابر حرف های آقای نور نداریم”.

از سوی دیگر داکتر محمد افضل حدید، رئیس شورای ولایتی بلخ و از نزدیکان آقای عطا محمد نور به خبرگزاری آوا گفت: “ائتلافی که آقای نور با آقای محمد محقق و جنرال دوستم ایجاد کردند، بر بنیاد نابسامانی ها و استبدادی است که از سوی حلقات مشخص در حکومت وحدت ملی ایجاد شده و این ها مجبور شدند که صدا بلند کنند”.

حدید افزود: “قدرت در انحصار چند فرد معدود در ارگ است، تمام صلاحیت ها را از نزد وزار، والیان، مدیران و… گرفته اند و تمام آن به ارگ ریاست جمهوری انتقال داده شده است”.

به گفته وی، کوچک ترین پروژه که کار می شود الی بالاترین آن و یا تقرری مقام ها بدون گذشت از فلتر آن ها امکان پذیر نیست.

حدید ادامه داد: “این نوع حرکت ها باعث شد تا این ها به خاطر مردم ائتلاف کنند، هدف از این ائتلاف هم آوردن یک تغییر و اصلاحات کلی در نظام فعلی افغانستان و در عرصه های اقتصادی، سیاسی، مشارکت مردم در تأمین امنیت، تغییرات در بخش های امنیتی و موارد دیگری است که برای افغانستان ارزش دارد”.

وی خاطرنشان کرد که این ائتلاف را تنها آقای نور تشکیل نداده، بلکه صلاح الدین ربانی، سرپرست حزب جمعیت اسلامی نیز در این ائتلاف حضور داشته و با حضور او چنین ائتلافی صورت گرفته است.

رییس شورای ولایتی بلخ تصرحی کرد: “داکتر عبدالله از اشخاص تأثیرگذار در جمعیت اسلامی افغانستان می باشد، اما آقای عبدالله نتوانست به خواست ها، مشوره و حق مردم افغانستان رسیدگی کند، او مکلفیت خود را درست انجام نداد”.

حدید در اخیر گفت: آیا مردم افغانستان داکتر عبدالله را به همین خاطر انتخاب کرده بودند که دولت جوانان شان را به رگبار ببندد و رییس اجرایی صدای خود را نکشد؟ آیا برای همین روز انتخابش کرده بودند؟!”.

این در حالی است که علاوه بر شکل گیری ائتلاف شورای عالی برای نجات افغانستان، جریان “محور مردم افغانستان” نیز با حضور شخصیت های و چهره های برجسته ای چون رحمت الله نبیل و رنگین دادفر اسپنتا آغاز به کار کرده است. این جریان نیز از انحصار قدرت در ارگ ریاست جمهوری و ناکارآمدی حکومت وحدت ملی به شدت انتقاد می کند و خواستار اصلاح حکومت است.

[ad_2]

لینک منبع

ائتلاف های رو در رو؛ فریادهای رو به بن بست!

[ad_1]

 

ائتلاف های رو در رو؛ فریادهای رو به بن بست!

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ سرطان ۱۳۹۶ ساعت ۰۰:۱۲

ائتلاف های رو در رو؛ فریادهای رو به بن بست!

با ضعف مدیریتی حکومت وحدت ملی در کنترول و اداره مردم و کشور، نهادهای ائتلافی و اپوزیسیونی فرصت را مناسب دیده و سمارق وار هر کدام سر از گوشه ای بیرون میاورند. در همین یک سال جاری که حکومت وحدت ملی پا به سه سالگی می گذارد، حداقل سه جریان مخالف و اپوزیسیونی، علیه کارکردهای آن اعلام موجودیت کرده اند که سومی آن به تازگی زیر عنوان “محور مردم افغانستان” به رهبری آقای نبیل؛ رئیس قبلی امنیت ملی کشور پا به عرصه وجود گذاشته است.

ائتلافهای مذکور در شرایطی شکل می گیرند که افغانستان به گونه همه جانبه گرفتار بحرانهای دامنه دار سیاسی، امنیتی و اقتصادی شده و سران حکومت وحدت ملی بنا بر دیدگاه متفاوت آگاهان، یا در اساس اعتنایی به این بحرانها ندارند و طبق آنچه به آن مامور شده اند، وظایف خویش را به پیش می برند؛ چرا که نسبت به ماهیت دولت وحدت ملی در کشور، یکی از نظرها این است که این دولت ریشه و اساس استوار و بنیادین ندارد و به عنوان پروژه ای موقت و گذرا از سوی استعمارگران برای افغانستان در نظر گرفته شده است.

بناء با توجه به دیدگاه مذکور، مهار بحران های بوجود آمده نه تنها در دستور کار دولت وحدت ملی نیست، که بلکه تشدید و تعمیق آنها می تواند به اجرای برنامه های از پیش طراحی شده برای افغانستان و دولت و ملت آن، کمک کند.

اما نظر دیگر این است که با رد پروژه ای بودن دولت فعلی، آن را ناکارا و دچار سوء مدیریت می داند و طرفداران این دیدگاه معتقدند که سران حکومت وحدت ملی بر رغم آنکه می خواهند بحرانهای موجود در کشور را صحیح و درست مدیریت کنند، اما به دلیل اشتباهاتی که در شیوه حکومتداری خوب دارند که از آن جمله وجود روحیه انحصارگرایی در قدرت می باشد، ناتوان از اداره درست کشور و مردم شده اند و همین موضوع نیز بهانه و فرصتی شده برای رقبای سیاسی تیم حاکم در قدرت و حکومت و زمینه را برای بوجود آوردن نهادهای اپوزیسیونی فراهم کرده است.

به طور کلی درربطِ به نهادهای اپوزیسیونی در کشور و برجسته شدن قارج وار آن در جامعه دو نظر وجود دارد. نظر نخست آن است که این نهاد و ائتلافها، هیچکدام منشاء و مبناء و اهداف ملی- مردمی ندارند و تنها درد و دغدغه تشکیل دهندگان آنها، راهیابی به پله های بالای قدرت و ریاست و حکومت می باشد و صد البته با ادعاها و رویکردهای عوام فریبانه کشور و مردم خواهی و کار و خدمت برای هموطنان خویش.

نظر دیگر اما باور دارد که وجود این ائتلافها در بیرون شدن کشور از بحران می تواند نقش داشته باشد. لذا و بر همین اساس راه اندازان این گونه اپوزیسیون ها می توانند دغدغه ها و اهداف مردمی داشته باشند و دل آنان برای خدمت به کشور و مردم بتپد و می تپد. از نظر معتقدان این دیدگاه:” با ایجاد نهادهای اپوزیسیونی، حکومت بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرد و تلاش برای از میان برداشتن بحران‌ها می‌کند.”

به باور این دسته اگر این ائتلاف‌ها بتوانند با اعمال فشار از طریق مشروع بالای حکومت وحدت ملی، اصلاحات را به‌میان آورند، بحران‌ها نیز به‌زودی از بین خواهند رفت.

به نظر می رسد در تقسیم بندی اهداف و انگیزه های ائتلافهای موجود، نظر نخستین بیشتر با واقعیت های افغانستان سازگاری دارد و این ائتلافها نه تنها توان و نیروی مهار بحرانها را ندارند، که با توجه به اهداف قدرت محورانه سران آنها از یک سو و نیز جنبه قومی و تباری و زبانی این تشکل ها از طرف دیگر، موجب پدیدار شدن صورت های جدیدی از بحران در کشور خواهند شد.

چرا که حکومت و طرفداران آن و نیز حامیان خارجی و منطقه ای آن در برابر این ائتلافها دست روی دست نمی گذارند و لااقل به این زودی و به این آسانی تسلیم خواسته های آنان نمی شوند و همین تقابل قدرت خواهی و ریاست پرستی، خود به بحران تازه و پیچیده ای در کشور منجر می شود. چیزی که قدرتهای استعماری موجود در افغانستان، همان را می خواهند و برای ادامه بحرانهای تازه در کشور ما هر شب و روز و ساعت و لحظه ای طرح و نقشه می ریزند.

حال که اوضاع در میان رجال مملکتی ما و سران و رهبران حکومتی و رقبای سیاسی آنها چنین است؛ یعنی هر کدام به اهداف و منافع گروهی و تیمی و شاید هم تباری خویش می اندیشند و مردم و منافع کشور را از یاد برده اند، به نظر می رسد چاره کار در این باشد که این قدرت خواهان و ریاست اندیشان چه دولتی و چه نهادهای اپوزیسیونی، حتی برای تامین منافع گروهی و حزبی و نژادی خود شان هم که شده، لازم است تا بر سر تقسیم قدرت و حکومت با یکدیگر به توافق برسند، که اگر چنین نکنند و سیر ائتلاف سازی ها در سایه بی اعتنایی سران حکومتی همچنان ادامه پیدا کند، چنانکه گفته شد بحرانهای مهار ناپذیر جدیدی خلق خواهد شد و در نتیجه هیچ حزب و گروهی اعم از حکومت و رقبای سیاسی آن به آنچه می خواهند ابداً دست نمیابند و دور از ذهن هم نیست که ادامه یک چنین روندی به جنگی تمام عیار در کشور نیز منجر شود و دود آن مثل همیشه به چشم مردم این آب و خاک برود.

کد مطلب: 146526

 

 

[ad_2]

لینک منبع